در شرایطی که صنعت نساجی ایران با چالشهایی مانند فرسودگی تجهیزات، نوسانات تأمین مواد اولیه و نبود نظامهای دقیق تصمیمسازی مواجه است، مجموعه آکومد ایرانیان مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است؛ مسیری که بهجای تکیه بر روشهای سنتی مدیریت صنعتی، بر نظم دادهای، تحلیل سیستماتیک و هوشمندسازی در لایههای مختلف تولید استوار شده است. در مرکز این تغییر، رویکرد مدیریتی مهندس مهدی اشجع قرار دارد؛ مدیری که تلاش کرده نگاه اداره روزمره کارخانه را به سمت ساختن یک سیستم تصمیمساز مبتنی بر داده هدایت کند.
به گزارش آذردید؛
در شرایطی که صنعت نساجی ایران با چالشهایی مانند فرسودگی تجهیزات، نوسانات تأمین مواد اولیه و نبود نظامهای دقیق تصمیمسازی مواجه است، مجموعه آکومد ایرانیان مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است؛ مسیری که بهجای تکیه بر روشهای سنتی مدیریت صنعتی، بر نظم دادهای، تحلیل سیستماتیک و هوشمندسازی در لایههای مختلف تولید استوار شده است. در مرکز این تغییر، رویکرد مدیریتی مهندس مهدی اشجع قرار دارد؛ مدیری که تلاش کرده نگاه اداره روزمره کارخانه را به سمت ساختن یک سیستم تصمیمساز مبتنی بر داده هدایت کند. کارخانهای که امروز با نام آکومد ایرانیان شناخته میشود، همان مجموعه عظیم «سبلان پارچه» است؛ پروژهای صنعتی که سالها بهعنوان یکی از بزرگترین واحدهای نساجی کشور شناخته میشد. این مجموعه با در اختیار داشتن زنجیرهای کامل از فرآیندهای تولید نساجی، ظرفیت قابل توجهی در اختیار دارد؛ اما گستردگی همین زنجیره در صورت نبود یک ساختار مدیریتی منسجم میتواند به پیچیدگی عملیاتی و کاهش شفافیت منجر شود. هنگامی که مدیریت جدید فعالیت خود را در این مجموعه آغاز کرد، با کارخانهای مواجه شد که ظرفیتهای فنی و زیرساختی گستردهای داشت اما بسیاری از فرآیندهای آن فاقد یک چارچوب دادهمحور برای تحلیل و تصمیمگیری بودند. در چنین شرایطی، نخستین گام نه توسعه تجهیزات جدید، بلکه ایجاد نظم مدیریتی و بازتعریف شیوه تصمیمسازی در کارخانه بود؛ رویکردی که هدف آن تبدیل مجموعه به یک سیستم قابل اندازهگیری و قابل تحلیل است. در نگاه جدید مدیریتی، کارخانه باید بتواند درباره خود «اطلاعات دقیق» تولید کند. به بیان دیگر، هر خط تولید، هر دستگاه و هر فرآیند باید دادههایی ایجاد کند که بتوانند به فهم بهتر عملکرد سیستم کمک کنند. این نگاه باعث شد پروژهای در مقیاس کل کارخانه برای حرکت به سمت یک ساختار هوشمند آغاز شود؛ پروژهای که قرار است در آن تمام حلقههای زنجیره تولید با یکدیگر در ارتباط تحلیلی قرار بگیرند. آکومد ایرانیان از معدود مجموعههایی است که تقریباً تمامی حلقههای صنعت نساجی را در درون خود جای داده است؛ از ریسندگی و مقدمات بافندگی، بافندگی تاریپودی و گردبافی، رنگرزی، تکمیل، چاپ پارچه، برش، دوخت و در نهایت عرضه محصول از طریق فروشگاههای مجموعه. چنین زنجیرهای اگر با سیستمهای دادهای پشتیبانی شود، میتواند امکان تحلیل دقیق رفتار تولید را فراهم کند؛ تحلیلی که در بسیاری از صنایع نساجی کشور هنوز به شکل سیستماتیک وجود ندارد. در چنین ساختاری، هر رویداد تولیدی بهعنوان یک داده قابل تحلیل دیده میشود. نوسان کیفیت نخ در یک بازه زمانی مشخص، توقفهای کوتاه اما مکرر در خطوط بافندگی، تغییرات کیفیت در مراحل رنگرزی یا افت راندمان در واحد تکمیل، همگی نشانههایی هستند که در یک سیستم دادهمحور میتوانند الگوهای پنهان عملکرد کارخانه را آشکار کنند. بر همین اساس، پروژه هوشمندسازی در آکومد تنها به معنای دیجیتالیکردن چند گزارش یا نصب تعدادی سنسور نیست. هدف اصلی ایجاد یک لایه تحلیلی بر فراز کل سیستم تولید است؛ لایهای که بتواند عملکرد خطوط را در لحظه پایش کند، الگوهای توقف را شناسایی کند، روندهای کیفیت را تحلیل کند و حتی پیش از بروز برخی اختلالها هشدارهای لازم را ارائه دهد. مهندس اشجع در طراحی این مسیر تأکید دارد که مدیریت صنعتی مدرن بدون ابزارهای تحلیل داده عملاً امکانپذیر نیست. از دید او کارخانهای که صرفاً بر تجربههای پراکنده و گزارشهای سنتی تکیه کند، در برابر نوسانات تولید و بازار آسیبپذیر خواهد بود. به همین دلیل تلاش شده است تا بهتدریج زیرساختهایی ایجاد شود که تصمیمگیری در مجموعه بر پایه دادههای واقعی شکل بگیرد. در این مسیر، تیمی تخصصی برای توسعه راهکارهای هوشمندسازی شکل گرفته است که مأموریت آن طراحی مدلهایی برای تحلیل رفتار تولید در بخشهای مختلف کارخانه است. پروژههایی مانند پایش هوشمند خطوط ریسندگی، تحلیل الگوهای توقف در بافندگی، پایش کیفیت در فرآیندهای رنگرزی و تکمیل، تحلیل دادههای تولید در چاپ پارچه و حتی بررسی الگوهای فروش در فروشگاههای مجموعه، بخشی از این برنامه تحولآفرین به شمار میروند. یکی از ویژگیهای مهم این رویکرد، اتصال حلقههای مختلف زنجیره ارزش به یکدیگر است. در بسیاری از کارخانهها، واحد تولید و بخش فروش بهصورت مستقل عمل میکنند؛ اما در مدل مورد نظر آکومد، دادههای بازار میتوانند به چرخه تولید بازگردند و در برنامهریزی خطوط نقش داشته باشند. چنین ارتباطی میتواند به بهینهسازی تولید، کاهش انبارش غیرضروری و افزایش انطباق با تقاضای واقعی بازار کمک کند. اجرای چنین برنامهای در مجموعهای با سابقه طولانی فعالیت صنعت
ی، طبیعتاً با چالشهایی نیز همراه است. بسیاری از فرآیندها طی سالها با روشهای سنتی اداره شدهاند و تغییر این الگوها نیازمند تحول فرهنگی در کنار تحول فنی است. با این حال روندی که در ماههای اخیر در آکومد آغاز شده نشان میدهد که حرکت به سمت یک ساختار منظم و دادهمحور بهتدریج در حال شکلگیری است. در همین مدت کوتاه، اقداماتی برای تثبیت روند تولید، بهبود نظم عملیاتی، ساماندهی تأمین مواد اولیه و آغاز برخی پروژههای بازسازی خطوط انجام شده است. این اقدامات بیش از آنکه هدف نهایی باشند، بستری برای اجرای گامهای بزرگتر در مسیر هوشمندسازی محسوب میشوند. آنچه امروز در آکومد ایرانیان در حال شکلگیری است، صرفاً یک پروژه فناوری نیست؛ بلکه تلاشی برای بازتعریف شیوه مدیریت یک کارخانه بزرگ نساجی است. در این مدل، تولید تنها مجموعهای از ماشینآلات نیست، بلکه سیستمی است که باید بتواند رفتار خود را ثبت کند، تحلیل شود و بر اساس آن بهبود یابد. اگر این مسیر با همین انسجام ادامه پیدا کند، آکومد ایرانیان میتواند به نمونهای قابل توجه از تحول صنعتی در نساجی کشور تبدیل شود؛ مجموعهای که در آن خط تولید تنها محل تولید محصول نیست، بلکه نقطه آغاز یک جریان دادهای است که کل زنجیره ارزش را تغذیه میکند.