آزنا آنلاین-وارد خیابان منتهی به محوطه نمایشگاه چهل چراغ می شوم. چند حس متضاد با هم به سراغم می آید. احساس امنیت، غرور و نوعی هراس. انگار که دوربین نگاه کسی روی اعمال و رفتارم زوم شده است. آن گونه که باید تمامی حواس خود را جمع کنی و مواظب حرکات ریز و درشت خود باشی. یک آن است و درست یک آنِ بعد وارد نمایشگاه شده و در جمع افتاده و صمیمی شان قرار می گیرم. از همان ابتدا دیوارنگاره ها مجذوبم می کند. غرفه های دیوارنگاره دارالارشاد، اسناد تاریخی ساواک اردبیل، اسناد مبارزین انقلابی اردبیل، امنیت اقتصادی، تخلیه تلفنی، حراست کل، عملیات بزرگ موساد، امنیت سایبری و فضای مجازی، امنیت اجتماعی، فرقه های ویرانگر، طوفان تهاجم سرویس اطلاعاتی، جنگ نرم و ژنتیکی آمریکا، روایت امنیت از زبان ولایت، هک و نفوذ سایبری را از نظر می گذرانم. سپس امتداد دیوارنگاره انقلاب اسلامی در اردبیل، جعل و جاعلان، به نام آذربایجان به کام اسرائیل، هویت اردبیل، اطلس عملیاتهای تروریستی را از سر می گیرم. بعد طعم خوراک خبری دیوارنگاره پهلوی، آلبانی و منافقین، بمبهایی که منفجر نشد، اغتشاشات ۱۴۰۱، سیمای چهل چراغ را می چشم. غرق تغذیه خبری شده و از دسر خبری دیوارنگاره مفاخر و مشاهیر اردبیل نیز برای روح همیشه کنجکاو و تشنه خود ظرفی پر می کنم. طعم تلخ پایان تورکیسم را نیز چشیده و با تغذیه خبری بررسیهای راهبردی امنیت ملی بی نظیر صاحب خانه به وجد آمده و از ۲۷ خوان نمایشگاه چهل چراغ عبور می کنم. از وقتی که یادم می آید آدم کنجکاوی بودم و همیشه دوست داشتم از معماها گره گشایی کنم و اکنون در جریان سیل عظیم بمب های خنثی شده سربازان گمنام امام زمان (عج) قرار می گیرم. حس غرورم دوباره تقویت می شود و ناخودآگاه لبخندی میهمان صورتم می شود. با مطالعه هر بخشی از دیواره نگاره های چهل چراغ انگشت تعجب در دندان تحیر مانده و به فکر فرو می روم… ما سرمان را می اندازیم پایین و با روزمرگی های زندگی سر جدال داریم آن وقت محافظان امنیت سرزمین ما در نهان خانه شهر با نیرنگ هزار رنگ دشمن درنبردند و ما روح مان هم خبر نمی شود که در زیر پوست شهر چه ها می گذرد و خیال مان راحت است و شب ها آسوده سر بر بالین شب می گذاریم چون می دانیم سربازان گمنام امام زمان (عج) در این سرزمین پاسبانانی همیشه بیدارند. درست است که از دشمنی ها خبر داریم و ابزار نرم و سخت شان را تا حدودی می شناسیم اما دیدن و شنیدن مصور آن و رسوخ به عمق نیرنگ دشمن توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) که هویت خود را پشت امنیت آب و خاک و مردم سرزمین مان پنهان کرده اند تماشایی است. بعد از پرسه زدن در بخش های مختلف نمایشگاه، پای روایت های مادرانه ای می نشینیم که در راه پیدا کردن فرزند خود به درجه سرهنگی رسیده است. سرهنگ ثریا عبداللهی نامی آشناست چون فرزند امیراصلانش در راه شرکت در مسابقات بدن سازی در ترکیه، شکار شغال فرقه مجاهدین رجوی شده است و علی رغم تلاش بیش از دو دهه ای اش موفق نشده او را به آغوش مام وطن برساند اما در عوض امیراصلان های دیگری را از بند اسارت رهانیده است. امیراصلانی که روزی بدون در دست گرفتن دست مادر خوابش نمی برد اکنون توسط فرقه مجاهدین رجوی شست و شوی مغزی شده و مادری به اقتدار سرهنگ ثریا را نامادری خطاب می کند. مادر است دیگر سال های سال سوز گرما و سرمای استخوان سوز اطراف پادگان اشرف را به خاطر فرزند از جان عزیزترش به جان خریده و صدای فریادش از پشت بلندگوهای پشت سیم خاردار پادگان اشرف برای آگاه سازی فرزندان دربند سرزمین عزیزمان گوش دشمن را کر کرده و اراده آهنینش ابهت دشمن را شکسته و چهره منحوس آن رابه دنیا نشان داده است اما وقتی پای مهر مادری وسط می آید چشمانش نم اشک می گیرد و بغض بیخ گلویش را می چسبد و رها نمی کند. فراق فرزند سهمگین است و او همچنان امیدوار به رهایی اش از چنگال دشمن دون؛ او تشکل دو هزار نفری مادران را تشکیل داده و پیگیر وضعیت اسرای دربند مجاهدین رجوی است. سرهنگ ثریا یک نماد است از خانواده هایی که یکی از اعضای خانواده های شان هر یک به طریقی در بند فرقه تروریستی رجوی اسیر شده اند و برای رهایی شان خود را به آب و آتش می زنند. کتاب های «خزه ها رشد نمی کنند» و «مویه در مه» را با اشتیاق و یک نفس خواندم و احساس کردم چهره بدون نقاب سفید سربازان گمنام ولی آشنای سرزمین مان در خط به خط زندگی مان نمایان و بار دیگر برایم مسجل شد که همیشه با اتکا به همت بلند این عزیزان جان بر کف بوده که با فراغ بال زندگی خود را از سر گرفته ایم. چقدر خوب است که در بزنگاه حوادث دستانی به سوی مان دراز می شود و ما را از پرتگاه سقوط نجات می دهد. یا هستند سر بازانی که نقشه دشمن را در دست گرفته و آن را یک به یک خنثی می کنند و مانند معلمی آگاه و پدری دلسوز راهنمایی مان می کنند و همه فرزندان این سرزمین را زیر چتر حمایتی خود می گیرند. پس بر ماست که در عرصه جنگ ترکیبی از سر مسائل کوچک و بزرگ ساده عبور نکنیم و نگذاریم فرزندان این سرزمین طعمه دشمن شوند و همانگونه که سربازان گمنام امام زمان (عج) سر بزنگاه حاضر و آمده اند ما نیز خود را مهیا کنیم که دشمن نتواند نقشه های کثیف خود را در این سرزمین پیاده کند و عملیات دشمنان مثل همیشه شکست خورده و مفتضحانه دست و پای خود را از تمام جغرافیای این سرزمین عقب بکشند.
در هوای امن نفس می کشیم
- کد خبر : 13909
- 06 اسفند 1403 - 12:32
- 103 بازدید

