در حالی که میلیونها ایرانی در استانهای مرزی، کویری و کوهستانی، با کمترین دسترسی به امکانات و بیشترین سختیهای آبوهوایی روزگار میگذرانند، مطالباتشان ساده است
به گزارش آذردید؛
در حالی که میلیونها ایرانی در استانهای مرزی، کویری و کوهستانی، با کمترین دسترسی به امکانات و بیشترین سختیهای آبوهوایی روزگار میگذرانند، مطالباتشان ساده است:
کارگران اردبیلی، با حقوقی که کفاف نان روزمرهشان را نمیدهد، در سرمای سخت زمستان کار میکنند — در حالی که در پایتخت، نیروی کار خارجی (هم قانونی و هم غیرقانونی) با دستمزدهایی گاه دو برابر، در همان مشاغل فعالیت دارد. این تفاوت، نه بهخاطر «هویت»، بلکه بهخاطر عدم عدالت در سیاستگذاری اقتصادی و نیروی کار است.
در گفتمان رسمی، همیشه از «وحدت ملی» و «همزبانی اقوام» سخن میرود. اما در عمل، شکاف عمیقی در دسترسی به فرصتهای شغلی، خدمات بهداشتی، آموزش و عدالت مالیاتی بین یک شهروند پایتختنشین و یک شهروند مرزنشین دیده میشود.
آمار مرکز آمار ایران نشان میدهد:
– نرخ بیکاری جوانان در استانهایی مانند کرمان (۴۷٪) و کهگیلویه و بویراحمد (۴۶.۵٪) بیش از چهار برابر برخی دیگر است.
– اردبیل نیز با نرخ بیکاری جوانان بالای ۲۵٪ (بر اساس تخمینهای کمیسیون اشتغال استان)، در همین مسیر قرار دارد.
در ایران، جوانانی امروز با معدلهای بالا از پذیرش در رشتههای پزشکی باز میمانند در حالی که دانشگاههای دولتی سهمیهای برای دانشجویان خارجی (افغان، عراقی، پاکستانی،…) دارند.
صدای مردم: از چهار گوشه ایران
زابل (سیستان و بلوچستان):
«من هر روز با دو تا نان ساده، خانوادهام را سیر میکنم. اما همسایهام که افغان است، در تهران کار میکند و ماهی ۱۵ میلیون تومان برای خانوادهاش میفرستد.»
سقز (کردستان):
«دانشآموزان ما با سرمای ۲۰ درجه زیر صفر به مدرسه میروند. برق قطع است، گاز نیست. اما در تهران، دانشجویان افغانی در رشتههای پزشکی ثبتنام میکنند.»
تهران (پایتخت):
«در محله ما، بیش از ۶۰ درصد کارگران نظافت، اتباع خارجی هستند. هیچکدام بیمه ندارند. اما وقتی بیمار میشوند، به بیمارستان دولتی میروند و هزینهاش از جیب ملت پرداخت میشود. ما هم مالیات میدهیم، ولی برای فرزندمان نوبت دکتر پیدا نمیکنیم.»
پرسشهایی که مردم میپرسند:
چرا ۷ درصد از جمعیت ایران بیکارند ، سیاستهای استخدامی، نظارت بر نیروی کار خارجی را نادیده میگیرند؟
چرا دانشگاههای دولتی سهمیهای برای دانشجویان خارجی دارند، در حالی که جوانان با مدل بالای۱۷ باید کنکور بدهند و از دانشگاه دولتی محروم میشوند؟
– چرا استانهای مرزی — که خط اول دفاع از کشور بودهاند — کمترین سهم را از بودجه توسعهای دارند؟
– چرا مالیات از همه یکسان گرفته میشود، اما خدمات بهصورت ناعادلانه توزیع میشود؟
درخواست مردم:
«ما نمیخواهیم شعار بشنویم. میخواهیم عمل ببینیم.
اولویت استخدام را به شهروندان ایرانی بهویژه جوانان مناطق محروم بدهید.
دانشگاهها را برای جوانان ایرانی باز کنید.
حضور اتباع غیرقانونی را با سیاستهای شفاف و قانونی مدیریت کنید نه با سکوت، نه با تبعیض.
و بالاتر از همه: ما را فراموش نکنید. ما همانهایی هستیم که در جنگ، در مرز، در کارخانه و در مزرعه، این کشور را پابرجا نگه داشتهایم.»
نظر تحلیلگر آذردید:
این گزارش صرفاً یک انتقاد نیست؛ بلکه فریادی برای عدالت است.
مردم ایران به دنبال تبعیض نیستند — نه نسبت به اتباع خارجی، و نه نسبت به هموطنانشان.
آنها میخواهند دولت، مسئولیت خود را بپذیرد:
اگر اتباع خارجی میخواهند در ایران کار کنند، باید قانونی باشند، مالیات بدهند، و بیمه داشته باشند.
اگر دانشجوی خارجی میآید، نباید جای دانشجویان ایرانی را بگیرد.
اگر خدمات عمومی محدود است، اولویت با شهروندانی باشد که مالیات میدهند و در سختترین شرایط، این خاک را دفاع کردهاند.
این، نه نژادپرستی است، نه بیانسانی
بلکه دفاع از حق شهروندی، عدالت اجتماعی و مسئولیتپذیری دولت است.
و در نهایت:
عدالت برای ایرانیها، به معنای بیعدالتی برای دیگران نیست.
بلکه به معنای ساختن سیستمی است که هیچکس نه شهروند، نه مهمان قربانی سیاستهای ناکارآمد نشود.